جواب این سوال از آن رو اهمیت دارد که پس از انتخاب هاشمی به عنوان رییس مجلس خبرگان بسیاری در تلاش هستند تا این رویداد را نیز به حساب پیروزی ها اصلاح طلبی ویا حداقل میانه روی در برابر تندروی بگذارند.اگر چه من بر این باورم که اصلاح طلبان می توانند دلخوش به این باشند که هاشمی در مراتبی بسیار ارزشمندتر از مصباح یزدی قرار دارد و در سالهای اخیر یک حرکت رو به جلویی را آغاز کرده و پس از ناکامی در انتخابات ریاست جمهوری بیش از گذشته با اصلاح طلبی رابطه برقرار کرده است. اما آن ها نمی توانند فراموش نمایند که هاشمی در تمام این سالها هیچ گاه حمایت خود را از برنامه های اصلاح طلبانه دموکراسی خواه اعلام نداشته است. او هر گاه که به انتقاد از دولت نهم برخواسته سرانجام هشدارش داده که از موضعی بالادستی با آن برخورد خواهد کرد و از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام برای انجام کارهایی که دولت از آن غفلت کرده،اقدام می کند.
به نظر من فارغ ار تمام تحلیل هایی که هاشمی را برد اصلاح طلبان می داند، نشستن این اتفاق نشان دهنده دلجویی جریان محافغظه کار سنتی است که در انتخابات ریاست جمهوری نیز اگر چه به هاشمی رای نداد اما احمدی نژاد را نیز برنگزید. واین روزها در آستانه انتخابات حساس مجلس هشتم که به تعبیر بسیاری به کام جریان موسوم به میانه رو خواهد بود چه بهتر که هاشمی سر جایش باشد. در اردوگاهی غیر از اصلاح طلبان نزدیک به قدرت. روی دیگر این سکه این است که مثلث خاتمی، کروبی ، هاشمی که در چند مدت اخیر در بوق و کرنا شده بود چندان استوار باقی نمی ماند و اعتدال متمایل به محافظه کاران مخالف اصلاحات شکل می گیرد و در مجلس حاکم اکثریت را می گیرد.
من زنده ام و همین بس است و تا زنده ام باید بنویسم انگار اگر چه گاهی حال نوشتن این چند خط را هم ندارم. خسته ام اما قرار نیست ببرم و می خواهم راهم را بروم تا انتهایی که هیچگاه به آن نخواهم رسید.دوستانم می پرسند که کی هستی و یادم می آید هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم. یک روزنامه نگار محلی که شوق آزادی دارد و امید به فردایی که خواهد آمد. برای همین فردا خاموش نیستم اگر چه صدایم آنقدر بلند نبوده که عملگرا خوانده شوم. آرمانگرایی که در حال تعدیل خودش هست برای رسیدن به واقعیت. سیاست نخوانده ام اما سالهاست از سیاست می نویسم و انگار نافم را با این واژه بریده اند. راستش بیشتر از این در باره خودم نمی دانم. من حتی در باره تاریخ تولدم هم مشکل دارم چه برسد بر سر نگاهم به مسایل جاری ......از این که من تلخ می نویسم مرا ببخشید اما جایی برای نوشتن از شیرینی ندیده ام.به امید ایران آزاد و آباد....
Related article:
http://amatour.blogfa.com/post-116.aspx
comments | Add comment | Report as Spam
|